تبلیغات
امام خامنه ای - جالب و شنیدنی از درس فقه آقا
امام خامنه ای
ولایت فقیه

امام خامنه ای

 ادخال سرور!

در یکی از جلسات، یکی از حاضران در کلاس در بین کلام آقا چندین بار پریدند تا سؤالی را مطرح کنند (که بی مورد نیز بود!) و آقا توجهی نمی کردند و به درس ادامه می دادند تا بار آخر که نگاهی به چهره آن شخص انداخته و فرمودند: نفسِ حرف زدن مستحب است!؟ و سپس افزودند: ترسیدید این استحباب از دستتان برود!؟ که این کلام آقا با لبخند حاضران همراه شد و خود ایشان هم به آن فرد لبخندی زدند و فرمودند: اشکالی ندارد، ادخال سروری در دوستان کردند ایشان! (یعنی ایشان با این سؤال بی موردشان موجبات شادی دوستان را فراهم کردند!)

فراموشی!

چندی پیش آقا در ابتدای کلاس مطابق روال همیشگی حدیثی را از کتاب الشافی بخوانند اما وقتی آمدند کتاب حدیث را از روی میز کنار دستی شان بردارند لبخندی زدند و فرمودند: بنده کتاب حدیث را فراموش کرده ام بیاورم ظاهراً امروز توفیق خواندن حدیث نداریم.

 

 ادخال سرور!

در یکی از جلسات، یکی از حاضران در کلاس در بین کلام آقا چندین بار پریدند تا سؤالی را مطرح کنند (که بی مورد نیز بود!) و آقا توجهی نمی کردند و به درس ادامه می دادند تا بار آخر که نگاهی به چهره آن شخص انداخته و فرمودند: نفسِ حرف زدن مستحب است!؟ و سپس افزودند: ترسیدید این استحباب از دستتان برود!؟ که این کلام آقا با لبخند حاضران همراه شد و خود ایشان هم به آن فرد لبخندی زدند و فرمودند: اشکالی ندارد، ادخال سروری در دوستان کردند ایشان! (یعنی ایشان با این سؤال بی موردشان موجبات شادی دوستان را فراهم کردند!)


* فراموشی!

چندی پیش آقا در ابتدای کلاس مطابق روال همیشگی حدیثی را از کتاب الشافی بخوانند اما وقتی آمدند کتاب حدیث را از روی میز کنار دستی شان بردارند لبخندی زدند و فرمودند: بنده کتاب حدیث را فراموش کرده ام بیاورم ظاهراً امروز توفیق خواندن حدیث نداریم.


* اشتباه!

همچنین سال گذشته در ابتدای یکی از جلسات، معظم له کتابی را که همراهشان آورده بودند باز کردند (به نظرم یکی از مجلدهای کتاب وسائل الشیعه بود) تا حدیثی را برای بررسی موضوع غنا قرائت نمایند که لبخندی زدند و فرمودند: ظاهراً ما کتاب را اشتباه آورده ایم، اگر یکی از آقایان زحمت بکشند کتاب ما را بیاورد که یکی از محافظین نزد ایشان رفتند و آقا به او گفتند که در جلوی اتاق مطالعه همان کتاب رویی (فرمودند روی میز یا جلوی کتابخانه) را بیاورید و بعد از آمدن کتاب درس ادامه یافت.


* خانم ها و علم مردان!

فکر می کنم دو سال پیش بود که یکی از خانم های حاضر در کلاس (۱) سؤال و اشکالی را در زمینه یکی از راویان حدیث مطرح کردند و این سؤال و جواب چند بار رد و بدل شد و بعد آقا با لبخند شیرینشان فرمودند: خب ظاهراً مشخص است که خانم ها هم در علم رجال خوب کار کرده اند! که این کلام با لبخند ایشان و همه روحانیون کلاس همراه شد. (لازم به ذکر است علم رجال، علم شناخت رجال (عربی) یعنی مردان خصوصاً بزرگ مردان است و در علوم دینی علم شناخت راویان حدیث است. به همین سبب این جمله معظم له با  صنعت ایهام همراه بود! به این مفهوم که اولاً خانم ها در علم رجال (شناخت راویان حدیث) موفق هستند، دوم اینکه خانم ها در شناخت مردان هم مهارت دارند و این کنایه به آقایان هم بود که یعنی شما هم از خانم ها یاد بگیرید!)

۱-در کلاس درس خارج فقه معظم حدود ۱۵ تا ۲۰ خانم حضور دارند که بین آنها و آقایان با دیوارهای متحرک فاصله هست ولی رهبر انقلاب آنها را میبیند و در چند مورد هم با دقت به سؤالاتشان گوش کرده و با احترام پاسخشان را داده اند.


* برخورد با مک دونالد!

در یکی از جلسات سال ۸۹، مقام معظم رهبری ضمن اشاره به وارداتی بودن بعضی از آلات قمار در زمان اهل بیت، فرمودند این مسأله فرهنگ وارداتی که ما به آن اشاره کردیم  در آن زمان در ملاک حرمت شطرنج مؤثر بوده است. چون شطرنج از ایران رفته بود و فرهنگ پادشاهی را با خود به همراه داشت لذا فرمودند "دعوا المجوسیه لأهلا..."

ایشان افزودند فرض کنید یک خوراکی هایی است که نشانه فرهنگ آمریکایی است، مثلاً مک دونالد در هر کشوری وارد شود نشانه فرهنگ آمریکایی است. یک زمانی در کشور ما هم می خواست بیاید اما چند سال قبل در دولت های قبل ما جلویش را گرفتیم.


* کراوات وارداتی!

همچنین ایشان در یکی دیگر از جلسات درباره کالاهای وارداتی فرمودند که فرض بفرمایید الان برخی خوراکی‌ها، برخی نوشابه‌ها هست که نشانه فرهنگ آمریکایی است، جلوی این‌ها را باید گرفت. ممکن است فی نفسه مسأله مهمی نباشد ولی چون حاکی از یک فرهنگ است باید جلوی آن را گرفت.

بعد یکی از روحانیون حاضر در کلاس پرسید: آقا از این، برای حرمت کراوات هم می‌شود استفاده کرد؟ و معظم له در پاسخ فرمودند: دیگر حالا اگه دلتان خواست استفاده کنید. (با خنده)


* احترام خاص به حضرت امام (ره)

رهبر انقلاب در جلسات درس همه بزرگان را با پسوند یا پیشوندهای احترام آمیز خطاب می کنند مثل مرحوم نراقی یا شیخ اعظم (شیخ انصاری)، اما از یک شخصیت با لقب محبت آمیز خاصی یاد می کنند و آن امام خمینی (ره) است که رهبری با عنوان "سیدِ استاد ما" خطاب می کنند. ضمن اینکه از لحاظ فقهی نیز مقام معظم رهبری ارزش خاصی برای نظرات حضرت امام (ره) قائلند و با احترام فراوان آنها را نقد می کنند.


* اینها را در منبر بگویید!

معظم له احترام فوق العاده ای برای وقت کلاس قائلند و در عین اینکه به همه سؤالات با روی باز پاسخ می دهند ولی اگر کسی بخواهد با سؤالی بی مورد وقت کلاس را بگیرد ایشان ناراحت می شوند.

یک بار یکی از آقایان شروع کرد به توضیح مفصل دادن پیرامون موضوع غنا که رهبر انقلاب فرمودند: اینها که می فرمایید برای منبر خوب است نه کلاس! و بعد آن فرد شروع کرد به توضیح اینکه علامه جعفری برای کتابش مقدمه ای نوشته و... که معظم له مجدداً فرمودند: اینها هم به درد نشستن های بعد از منبر میخورد! (یعنی اینجا کلاس است و مختص مسائل علمی نه نظرات شخصی)


* سکوت خواص!

در یکی از جلسه ها بحث درباره سند روایتی بود که انس بن مالک از رسول اکرم (ص) نقل کرده است. آقا در همین رابطه فرمودند: انس بن مالک خادم پیغمبر بود و راوی معروف است که خیلی روایت از پیامبر نقل کرده است به خصوص عامه از او  نقل کرده اند... ایشان افزودند: این روایت دلالتش خوب است لکن سندش بسیار ضعیف است. تمام رجالی که در این سند هستند تا انس بن مالک مجهولند... خود انس هم محل کلام است. او همان کسی است که نقل شده حضرت امیرالمؤمنین (ع) بعد از وفات پیغمبر (ص) به او فرمودند که بیا قضیه غدیر را شهادت بده! چون قضیه غدیر پیش بعضی ها مورد انکار بود، حضرت فرمودند بیا شهادت بده! شهادت نداد، ظاهراً گفت یادم رفته، خبر ندارم. حاضر نشد شهادت بدهد، سکوت کرد، مثل بعضی از سکوتهایی که بعضی ها در یک جاهایی می کنند که نباید سکوت کنند، او هم سکوت کرد.


به نقل از وبلاگ شاگرد ولایت




نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مهر 1390 توسط محمد حسین حبیب زاده

قالب وبلاگ